ميرزا محمد على وفا زواره اى

122

تذكرهء مآثر الباقريه ( فارسي )

ملمّع است چمن از نسيم نوروزى * مرصّع است درخت از سحاب گوهربار ز فيض ناميه نبود عجب كه لاله و گل * ز شاخ رنگ دمد رنگ‌رنگ در كهسار دم صبا ، دم طاوس بر دم اندازد * اگر نهد به مثل زاغ ، بيضه در گلزار ز مشك سايى باد سحرگهى ، دم شير * معطّر آمده چون ناف آهوان تتار به اوج چرخ رسيده است از حضيض چمن * نواى قمرى و صوت هزار و نغمهء سار ز آب صافى بىرنگ ، كلك مانى طبع * به رنگ‌هاى مخالف ، بسى نگاشت نگار به لاله ، ژاله چو سيماب صاف بر شنگرف * به سبزه ، لاله چو شنگرف سوده بر زنگار « 1 » گرفته صوت هزار ، اوج در بسيط زمين * چو صيت فضل خداوند آسمان دربار سمىّ حجّت پنجم ، شه ملك چاكر * سليل قبلهء هفتم ، مه فلك‌ْمقدار جهان جود و سخا ، مقتداى مُلك و ملك * محيط فضل و هنر ، افتخار ليل و نهار « 2 » خليل خلّت و ادريس درس و احمد خلق * مسيح خلقت و جم شوكت و كليم شعار ستاره حشمت و خور رايت و قمر طلعت * سپهر قدر و قضا قدرت و قدر آثار رخش به نور و ضيا ، همچو مهرِ عالمتاب * كفش به جود و سخا ، همچو ابر گوهربار كهينه بندهء بارش ، به مهتران ، مهتر * كمينه چاكر كاخش ، به سروران ، سالار « 3 » ز مطبخ كرمش ، مهر خاورى ، اخگر * ز بحر موهبتش ، گنبد سپهر ، بخار كند ز گردش اگر منع ، طبع گردون را * ز يكديگر گسلد پود و تار ليل و نهار زهى جهان ز تو خرّم چو مام از فرزند * خهى زمان ز تو سرسبز ، چون زمين ز بهار فضاى عرصهء كاخ تو را فلك خادم * حريم كعبه كوى تو را ملك زوّار « 4 » به بام قصر جلال تو ، آسمان ، سلّم * بر آستانهء قدر تو ، اختران ، مسمار خلاف راى تو فتوى اگر دهد برجيس * به گردنش فكند دست آسمان ، دستار « 5 » به پيش راى تو فاش ، آنچه بر ملك پنهان * براى عزم تو سهل ، آنچه بر فلك دشوار به بام قدر تو مرغى كه آشيان دارد * برد سپهر برين را چو دانه در منقار نسيم حفظ تو بر باغ دهر اگر بوزد * خزان نيارد هرگز گذار در گلزار

--> ( 1 ) - ( ندارد ) ( 2 ) - ( تا سه بيت بعد را ندارد ) ( 3 ) - ( تا سه بيت بعد را ندارد ) ( 4 ) - ( ندارد ) ( 5 ) - ( تا نه بيت بعد را ندارد )